تبليغاتX
یک تبسم کافیست
 

 

 

آورده اند که مردی خروس نیکویی در بازار دید وپسندید

 

و با یه شرط که دیگر باز پسش نده ، با قیمت خیلی مناسب خرید

 

و شادمان به خانه برد ودر حیاط کنار مرغ ها انداخت.

 

زنش که به خانه آمد و خروس را در حیاط دید زود رفت

 

 و چادربه سر کرد وغوغایی بر پا که :

 

من تو خونه ای که یه نا محرم اونجا باشه پا نمیذارم

 

یا این خروس رومیبری  پسش میدی یا منو طلاق!

 

مرد گفت: بابا یه خروس که دیگه این حرفارو نداره

 

اون ما روبرای نماز صبح بیدار میکنه ، شگون داره ،

 

ذکر لا اله الا الله میگه ،غیرت داره .

 

اما این حرفا تو کت زنه نرفت که نرفت .

 

آخرش مرد خروس رو زد زیر بغلش و ناراحت ازمنت

 

پس دادن خروس و شادمان از اینکه عجب زن با حجب

 

 و حیایی داره که حتی یه پرندهء نرینه رو هم

 

 نامحرم میدونه ،رفت سراغ فروشنده .

 

فروشنده شرط اول رو یاد آوری کرد و عیب وایراد

 

مالی که فروخته رو پرسید ولی مرد قصه ما بدون

 

هیچ دلیلی فقط اصرار داشت که خروس رو  پس بده .

 

دعوا بالاگرفت و بالاخره مرده کوتاه اومد ودلیل پس

 

 دادن خروس رواینجوری آشکارکرد:

 

عیب خروس تو اینه که نره  و زن من دوست نداره یه

 

موجود نرینه و نامحرم در خونه داشته باشیم .

 

فروشنده از این استدلال خندش گرفت و خروس رو پس

 

گرفت ولی در گوش مرده یه چیزی رو زمزمه کرد :

 

ای مرد ساده دل ، اینو بدون که زنت از راه عفت و

 

پاکدامنی خارج شده و تمام این حرفا برای جا نماز آب

 

 کشیدنه و الا کجای این شرع مقدس گفته که خروس

 

هم برای  زنان نا محرم محسوب میشه !

 

این افراط درمتشرع نشون دادن خودش تنها یه دلیل

 

میتونه داشته باشه که برات گفتم .

 

باور نداری مواظبش باش تا متوجه بشی !

 

و چنین بود .... 

 

٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫٫

بچه ها!

 

بچه ها!

 

مژده مژده !

 

همه شما می توانید وزیر،دانشمند ،میلیاردر و مدیر کل شوید !

 

دیگر نیازی نیست زایده ای بنام مخ در کله تان وجود داشته باشد !

 

و لازم نیست سال ها به دنبال سواد و شعوروپول بدوید و عمرتان را هدر دهید  !

 

در کشور ما آمپولی کشف شده که با تزریق آن درسن بیست و پنج سالگی

 

 و حتی در بعضی موارد در شانزده سالگی راه پنجاه ساله طی میشود !

 

یعنی عوض هفتاد و پنج سالگی دریک سوم این مدت دانشمند وبیل گیتس می شوید !

 

و با کشف این آمپول کشور ما پنجاه سال پنجاه سال می تواند جهش کند

 

 و از دنیا جلو بزند !

 

دنیا دیگه مثل تو نداره!

 

نداره نه میتونه بیاره!

 

نگارشانزده ساله من هم که به مکتب عالی نرفت و قهر کرد از ننم !

 

الان به کمک این آمپول مساله آموز صد مدرس شده وبراش اسکورت و راننده گذاشتن!

 

آقا بیا برو ، برو بیا !

 

این آمپول زمانی برای تزریق یه باسن مناسب می خواست .

 

منم گفتم آقا این شهرام آلاسکای ما یکی داره ردیف کارتون !

 

یه معیار ارزیابی پیشرفت مناسبم براش هست:

 

اون حتی عرضه نداره آلاسکا رو رها کنه رو چرخ دستیش لا اقل بستنی کیم بفروشه !

 

یکی بهش استعمال کنین ببینیم افاقه میکنه یا نه؟

 

 شاید واسه ما از فردا لا اقل کیم بیاره!

 

دندونامون ریخت از بس آلاسکا مک زدیم!

 

آقا زدند بهش وسرهفته با کامیون یخچال دار اومد سرکوچه!

 

الهم ابیض ماتحت کلناو الرزقنا هذه الانجکسیون الفانتاستیک !

 

امروز یکی از این آمپول خورده ها روتو تلویزیون دیدم

 

که منو وادارکرد پرده از این راز بردارم!

 

چون اگه امت این راز روندونند ممکن است شاخدارنیستن شاخدار بشن همه !

 

یارو می گفت(درهشت و سی بیستم اسفند):

 

از آنجایی که بخش مسکن چهارسال بود که در رکود به سر می برد :

 

و متوسط تورم در کشور ما پانزده درصد در سال است ،

 

حالا که دوباره این بخش رونق گرفته وبازار خرید و فروش داغ شده ،

 

همه اون تورم های چهار ساله بزرگ شدن و راه افتاده و باهم ازدواج کردن

 

وبچشون یهو یه تورم تپل مپل شصت درصدی شده !

 

۴*۱۵=۶۰

 

و امت نگران نباشند

 

 دلیلش اینست !

 

وجای هیچگونه نگرانی ندارد !

 

وگرنه این بچه اینقدر چاق نمیشد !

 

ومشکل هورمونی و تغذیه ای ندارد !

 

*************

از آنجا که به فیض الهی وفور همه چیز است وخلایق در رفاه بر آن شدیم

 

 اسامی هفت سین سفره عیدشان را نیز ما محیا سازیم که از مشقت  یافتن

 

سینانی چند ملالی در خاطرشان نیافتد وفسفر خاطرنفرسایند .

 

ازخلایقی که سر کارند می آغازیم تا به مستوره ها برسیم که ددری ها

 

دستشان بند تر، وقتشان کم  وبرای کمک اولی ترند:

 

صنف فرمان گردانان دور برد :

 

 سیبیل (که شوفر را بی آن ابهت نباشد و در صدرعشق است)

 

سگ دست – سوپاپ – سیم بکسور – سیلندر – سپر- سیراب شیردون !

 

صنف پرتغال های مستقیم رو در جایی که باغلار باغی دارد و چایلار چایی و گللر گولی!:

 

 سیلاب- سید حمزه – سیداوا – سه راه امین – ساعات قاباغی - سجادیه – سهروردی

 

صنف بی مهرگان : سوهان ناخن – سشوار – سایه – سنجاق سینه – سوتین

 

ساندویچ با سن ایچ

 

صنف سره پایان سفید پوش تازه سبز گردیده : سوند – سرنگ 

 

 سر سوزن که هر چه کلفتش است نصیب فقرا می شود –ساکشن – سرم

 

 ساولون – سالاد اولویه که سردش نیز سرکشیک غنیمت است – بمیرم براتون!

 

صنف خلبانان بی طیاره : شیخ – شنگ – شیا – شفید – شرنگ – شنده – شیگار مقنه

 

صنف ابرو پیوسته ها  : سفیداب – سرخاب – سنگ پا – سدر- سرمه – سنجاق – سرسره

 

/////////////////////////////////////////////

دوستی تعریف می کرد که:

 

توی خوابگاه ما یکی پیدا شده بود که کره  مربا وسایرمواد غذایی

 

بچه ها را از توی یخچالهای مشترکی که در آشپز خانه بود

 

کش میرفت و عمدتا یه یادداشت میذاشت جای اونابا امضای زورو.

 

مثلا کباب ها مرغ وسوسیس بچه ها روورمیداشت ولی برنجا می موند.

 

تلاش ما برای پیدا کردن این آقای زورو بی نتیجه بود

 

 تا اینکه کارد به استخوانمان رسید و یکی از بچه ها ازدوستش که

 

 دانشجوی داروسازی بود مقداری داروی مسهل از نوع

 

 موثروناب گرفت .

 

دارو را آوردیم واول شب اونو داخل کباب های کوبیده

 

جا سازی کردیم و به طور تابلو در یخچال گذاشتیم و به اتاقمون

 

رفتیم و منتظر شدیم تا دارو افاقه کنه .

 

نصف شب بود که دیدیم یه آمبولانس فابریک وارد محوطه

 

خوابگاه شد و یه راست اومد دم بلوک ما .

 

من بچه ها رو زود صدا زدم و گفتم : بچه ها زود برین پای پنجره ها

 

 زورو به دام افتاده

 

وشما تجسم کنید بنده خدایی رو با برانکار می برند که روشو

 

با آرنجش پوشونده و ازپنجره هر اتاق یه عده ای داد میزنن :

 

 هی زورو خوش بگذره !

 

زورو التماس دعا !

 

 زورو بازم این ورا بیا !

 

 و به تورنادو سلام ما رو برسون ! 

 

++++++++++++++++++++++++++++++++

 

آقای رئیس جمهور-رئیس دولت کشور جمهوری اسلامی ایران به ما کمک کنید

 

ما نیز مسلمان هستیم و رو به سوی قبله ای که شما نماز میگذاریدنماز می خوانیم

 

شما طرفدار واقعی مستضعفان جهان هستید ما بعد از خدا امیدمان به شماست

 

شما به ستمدیدگان همه جهان نظر دارید ملت مارا هم فراموش نکنید

 

ما در تحریم قرارداریم و چند سالیست که دستمزد هایمان پرداخت نشده است

 

زندگی برای ما تنگ شده است ما از خانه هایی که نسل اندر نسل  پدرانمان

 

 مالک آن بوده اند رانده شده ایم .

 

ما گروگان گرفته شده ایم .

 

اغلب ازدواج نمیکنیم تا بچه های ما هم آواره نشوند .

 

ما آواره ترین مردم جهان هستیم و خانه بدوشی پیشهء ما شده است و

 

 تا دهه ها بعد که عمرمان قد نمیدهد امید سامان نداریم .

 

ما جنگ زده هم هستیم وشهدای زیادی را تقدیم اسلام و میهنمان کرده ایم

 

ما زادهء جنگیم و طراوت و کودکیمان را در زیر چکمه های متجاوزان جا گذاشته ایم

 

آقای رئیس جمهور کشور بزرگ و ثروتمند ایران

 

کمکمان کنید

 

ما یا شرمندهء فرزندانمان هستیم یا شرمنده ء خود دیگرمان و شب را

 

 با آرزوی داشتن حد اقل امکانات زندگی به صبح می رسانیم .

 

 ولی افسوس هر چه میگذرد ما بیشتر فراموش میشویم

 

دنیا هم مارا نمیبیند

 

شما ما را در یابید

 

و شادی را به ما هدیه کنید

 

آقای رییس به ملت مظلوم ومسلمان ایران کمک کنید

 

ما جوانان اصلا کاری نداریم که حقوقمان هم پرداخت نشده باشد

 

میدانید ما اصلا خانه ای نداریم که از آن رانده هم شده باشیم

 

ما مستاجر این و آنیم و نسلهای گذشته ما را گروگان گرفته است

 

آقای رئیس جمهور کشور بزرگ و ثروتمند ایران

 

به ملت مظلوم ایران کمک کنید

 

به جوانان کمک کنید

 

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

من زیاد روزنامه نمی خونم ولی از آخرین روزنامه ای که خوندم

 

 یه مورد براتون عرض میکنم شما قضاوت کنید که من حق دارم

 

 دیگه روزنامه نخرم یا نه؟

 

در یک صفحه به وضعیت جوانان در تکیه ها و حسینیه ها و

 

 مداحان اونها اشاره داشت که از روی آهنگ های لس آنجلسی

 

 و با ارگ و کیبورد و انواع طبل و سنج به تعزیه داری می پرداختند

 

 و دیگه از مرثیه و حزن و اندوه وشعورو جاذبه و دافعه خبری نبود .

 

 هرچه بود شعرهای بی مایه بود وریتم بود وسرعت ونعره های غربی

 

 و اختطلاط هایی هوسناک به بهانهء عزاداری برای حسین مظلوم و سور چرانی مدرن بعنوان نذری برای آن حضرت.

 

در صفحه دیگرسردار فلانی اشاره داشت که متاسفانه تعداد زنان

 

خلافکاربعد از انقلاب سیزده درصد افزایش یافته و از نظر اعتیاد

 

 به مواد مخدر بدلیل نزدیکی به مراکز  تولید افیون در مرتبه نخست

 

قرار داریم وهر ساله هزاران نفر دراین راه قربانی میدهیم.

 

در صفحه ای دیگر گلایه ای از دبیر خانهء شعر چاپ شده بود که

 

از عدم تامین بودجهءآن مرکز توسط دولت و بدهی سنگین آن

 

به مولفان و ناشران و اهل قلم حکایت داشت .

 

در همان صفحه از افزایش ناچیز( فقط یک درصدی) بودجه فرهنگی

 

 کشوربرای سال1386گلایه شده بود و آخرین خبرمیدانید چه بود؟

 

در نشست شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام شد :

 

  وضعیت فرهنگی کشور در حد مطلوبی قرار دارد .

 

 وحاج آقاهای تهیه کننده گزارش فقط ! استناد کرده بودند به

 

تعداد کتابهای انتشار یافته در کشور در سال 1385 که چند درصدی

 

افزایش داشت و همه میدانیم که کتابهای مورد نظر یا داستانهای

 

 هری پاتر است یاحل المسائل کتابهای دبیرستان وجزوه های کنکور

 

 قلمچی و گاج و آیندگان یا یارانه مند هایی که یه چیزی هم باید دستی

 

گرفت تا اونارو خوند یا جایزه ای چیزی بعنوان مسابقه کتابخوانی در

 

 نظر گرفته شده باشه که عده ای به طمع آن بطرفش کشانده شوند وبه

 

 خوردشان چیزهایی داده بشه!

 

واسه همینه که من روز نامه نمیخونم چون جونمو دوست دارم و

 

کار دست خودم میدم. یک بار امتحان کافیه! 

 

ددددددددددددددددددددددددد

 

پسر عموی من دکتر دندان پزشکه

 

توی یکی از شهرستان های دورکه طرح  بود

 

من زیاد بهش سر میزدم .

 

یه خاطره از اون روزا براتون نقل میکنم که همیشه فکر منو مشغول کرده:

 

یه روز یه خانم روستایی با پسر ده یازده سالش اومد مطب و گفت : 

 

دندون پسرم درد میکنه اونو بکشید

 

دکتر پس از معاینه گفت که دندون پسرتون یه حفره کوچیک داره که

 

اگه ترمیم شه دندون میشه مثل روز اولش و تا ده هاسال کار میکنه

 

زنه پرسید هزینش چقدره و دکتر با تخفیف و ملاحظه گفت ده هزار تومن

 

چون عصب کشی میخواد وترمیم ریشه و...

 

زنه پرسید : بکشی چقدر میشه ؟ جواب شنید هزار تومن

 

زنه گفت: بکشش

 

و دکتر با زحمت زیاد اون دندون نسبتا سالم رو کشید

 

زنه غافل از اینکه یه دندون واقعی چند صد هزار تومن ارزش داره !

 

پسره تا آخر عمرش جای خالی اون دندونو بخاطر 9هزارتومن احساس خواهد کرد

 

و وقتی عقلش رسید مادرشو مذمت.

 

میدونید اینو واسه چی نوشتم؟

 

پرده دوم-از زبون دندون

 

دردش اومده.  ناراحته . از اوضاعیکه پیش اومده ناراضی هست

 

قدرشو ندونستند.

 

اون نسبتا سالمه فقط چون ازش خوب مراقبت نکردن

 

 و لطمه دیده یه کم دردش میاد.

 

از اینکه بجای گاز انبر اونو بکار گرفتن دلش شیکسته !

 

داد میزنه : منو نکنین . منو دور نندازین .من هنوز خیلی کارا میتونم بکنم.

 

من خیلی با ارزشم . من محکم هستم . منم مثل شما مخلوق خدا هستم

 

و میخوام زندگی کنم .

 

جای خالی منو کی میخواد پرکنه براتون ؟

 

مصنوعیا بخوبی من نیستن به خدا .

 

ولی کندن اون هزینه کمتری داره

 

چون اگه نکنیش باید ببینی چرا درد داره؟

 

کجاش آسیب دیده .

 

 باید تمیزش کنی

 

ضد عفونیش کنی

 

ببریش حموم

 

با روکش طلا ازش محافظت کنی !

 

اینا خیلی کار داره

 

و ما وقت وهزینشو نداریم

 

سرمون شلوغه .

 

این درد لعنتی  باید هرچه زودتر  بخوابه !

 

کله شو با انبرمحکم میگیریم

 

 میکشیمش با تمام نیرو  و با تقلای زیاد از حفرهء خونالود خارجش میکنیم

 

 ومیندازیمش توی سطل آشغال